تماد همازوری زرتشتیان

نابر ادبیات اوستایی سه گونه آتش وجود دارد که به ترتیب ارزشمندی و بزرگی عبارتند از آتش ورهرام (بهرام)، آتش آدۥران (آدریان) و آتش دادگاه.

آتش ورهرام: این آتش سپند(:مقدس) را که با آیینی ویژه در جایگاه خود قرارمی‌دهند، نشانه‌ی فرمانروایی مینوی روشنی و راستی، در نبرد با تاریکی و دروغ است و این نبردی است که مومنان با همکاری اهورامزدا و مینوی آتش به‌آن می‌پردازند. یکی از دلایل سپندی و پاکی این آتش؛ جریان طولانی و دشوار پاک‌کردن آن است که در گذشته از شانزده آتش گوناگون فراهم می‌شد و ۱۱۲۸ بار آن را پاک می‌کردند و این پاک‌کردن یک‌سال به‌درازا می‌انجامید. این شانزده آتش از منابع و صنف‌های‌کاری زیر جمع‌آوری می‌شد:

۱-آتش آتشدان شاه (استاندار، فرماندار، فرماندار ارتش) ۲-آتش آتشدان پیشوای دینی ۳-آتش سواران و مسافران ۴-برق آسمان ۵-آتش شبان و پیشه‌ور ۶-آتش عرق‌گیر ۷-آتش نانوا ۸-آتش فولادساز و اسلحه ساز  ۹-آتش آهنگر ۱۰-آتش سکه‌زن(نقره کار) ۱۱-آتش زرگر ۱۲-آتش مسگر و چلنگر ۱۳-آتش آجرپز ۱۴-آتش کوزه‌گر ۱۵-آتش رنگ‌پز ۱۶-آتش نساسوز٫

پاک‌کردن آتش گردآوری‌شده از همه‌ی طبقه‌های اجتماعی، یادآور آن است که انسان نیز باید همانند آتش پاک باشد و همه‌ی آدمیان جدای از طبقه اجتماعی و جایگاه خود، در صورتی که خود را پاک کنند، در نزد خدا برابرند. سه آتش آتشکده‌های نامی «آذرفرنبغ»، «آذربرزین مهر» و «آذرگشسب» از نوع آتش ورهرام بوده‌اند.

آتش آدُران: این آتش که از مجموع چهار آتش به‌دست می‌آمده‌است، نمادی از یگانگی و یکپارچگی چهار طبقه اجتماعی موبدان، ارتشیان، کشاورزان و پیشه‌وران بوده است. آیین پاک‌کردن و قرار دادن آن در جایگاه ساده‌تر از آتش ورهرام بوده است و گویا وارون آتش ورهرام لازم نبوده است که همیشه فروزان بماند.

آتش دادگاه: این آتش که توسط موبدان پاک می‌شده است، در خانه‌ی زرتشتیان و به‌ویژه ثروتمندان، در نیایشگاه‌های عمومی و نیز در اتاق کوچکی در نزدیکی دخمه (دادگاه) وجود داشته است و روحانیان یا مردم عادی زرتشتی از آن نگهداری می‌کردند.

یاری‌نامه: قدردان، مهرداد – جایگاه نور و آتش در آیین زرتشت، پژوهش و نگارش: مهرداد قدردان

هفت آتش مقدس هفتادر اردکان

هفتادر اردکان دریک نگاه


این روستا در 40 کیلومتری اردکان در کنار راه اصلی اردکان_نائین قرار دارد و موقعیت جغرافیایی آن 53 درجه و 43 دقیقه طول و 32 درجه 27 دقیقه عرض جغرافیایی و ارتفاع آن از سطح دریا 1100 متر است.

 این روستا یکی از قدیمی‌ترین محل‌هایی است که در شهرستان اردکان و تاریخ بنای آن به صدها سال قبل از بنای اردکان می‌رسد.

شاید به علت کمبود آب این روستا پیشرفت چشمگیری نداشته و هم اکنون از آن آثار عظیم تاریخی چیزی باقی نمانده است ولی به علت وجود آتشکده معروف " هفت آذر " در اکثر کتب تاریخ نامی از هفتادر برده شده است.

نویسنده کتاب تاریخ اردکان در کتاب خود چنین می نویسد: "مورخین بانی هفتادر را قباد، پدر انوشیروان دانسته‌اند و چنین ضبط کرده‌اند که چون قباد به رقابت برادر خود دچار شد و کار به ستیز و پیکار کشید لشکری به تیسفون فرستاد و خود نیز به جنگ برادر رفته و در راه نذر کرد که هرگاه بر برادر خود چیره شود و پادشاهی بدو رسد آتشکده‌ای بسازد که شامل هفت آتش مقدس باشد.

چون قباد با لشکریان به تیسفون رسید سه روز از وفات برادرش گذشته بود کار بدون پیکار فیصله یافته، قباد خزائن پدر را متصرف گشت و پس از چندی از تیسفون به فارس و از آنجا به یزد رفت .چون به میبد رسید دید شهر، رو به خرابی گذاشته، معماران را خواست و دستور به ترمیم آن داد وضمنا نذر خود را به نظر آورد و قطعه زمینی در آن حدود خریداری نمود و نقشه آتشکده را کشید و به اصفهان رفت و پس از چندی به یزد بازگشت.

آتشکده را به میل خود ساخته دید، در آنجا اقامت گزید تا آتش پاک را از هفت آتشکده « دیلم، فارس، اصفهان، آذربایجان، نیشابور، غزنین،تیسفون» بیاورند و در یکی از روزهای مقدس، جامه پرستش پوشید، وارد آتشکده شد و سر بر خاک نهاد، یزدان را ستایش و نیایش کرد و از آن پس آتشکده هفتادر پدید آمد و مردم دسته دسته از راههای دور بدانجا رهسپار شدند و تااین زمان هنوز هم هفتادر در نزد زرتشتیان مقدس است."

گفتنی است: ازآثار ارزشمند و قدیمی موجود در روستای هفتادر می‌توان مسجد جامع، مسجد چادک،امامزاده سید محمد هفتادر، دروازه قدیم و برج هفتادر را برشمرد.





نام : ذاکری
هفتادر از توابع بخش عقدا است ودر 12 کیلومتری انجاست وشایسته بود حداقل به این نکته اشاره می شد

نام : موسوی هفتادر
ملاک شهرستان است عقداهم بخشی ازاردکان محسوب میشوددرضمن هفتادردر30کیلومتری اردکان است

برگرفته ازhttp://www.yazdfarda.com


جام جم آنلاین: «مطالعات جامع بافت تاریخی «هفتادر» عقدا از توابع شهرستان اردکان استان یزد به پایان رسید.»

به گزارش ایسنا، «روستای «هفتادر» در دهستان عقدا از توابع شهرستان اردکان استان یزد واقع شده این روستا از سمت جنوب به جاده اردکان-نائین، از غرب به روستای عقدا، از شمال به کویر سیاه کوه و از طرف شرق به روستای سروسفلی منتهی می شود و بطور کلی از نظر موقعیت جغرافیایی در منطقه‌ی دشتهای کویر و محصور در ارتفاعات است.»

رضایی سرپرست اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان یزد با بیان این مطلب افزود:«وسعت بافت روستای «هفتادر» 14000 مترمربع است که از این مقدار حدودا 3300 متر مربع مساحت محدوده‌ی با ارزش بدون احتساب مراتع و مزارع است و تمرکز مراتع و مزارع در سمت شرق و شمال شرقی روستاست و از طریق قنات‌هایی که سرچشمه آنها در غرب و از کوههای ندوشن است آبیاری می‌شوند.»

وی گفت:«برای شناخت معیارهای تعیین محدوده بافت با ارزش هر روستا باید به مهمترین وجه ارزشمند هرروستا یعنی منحصر به فرد بودن آن توجه کرد و برای تعیین محدوده بافت تاریخی بایستی از ارزش‌هایی چون برج و بارو، عناصرشاخص، معابر، دانه‌های تاریخی و با ارزش بهره گرفت.»

معاون حفظ، احیا و ثبت آثار تاریخی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان یزد ادامه داد:«مطالعات جامع بافت تاریخی هفتادر عقدا شامل مطالعات شناخت محدوده بافت تاریخی، مطالعات محیطی و جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، کالبدی و معماری است.»

ذات الله نیکزاد افزود: «بافت تاریخی روستای هفتادر دارای ساختاری متراکم و به هم پیوسته است که در قرن هشتم به گرد آن بارویی کشیده شده و همچنین در این روستا خانه‌های تاریخی متعلق به دوره‌های ایلخانی، تیموری، صفوی دیده می‌شود.»

این مقام مسئول اضافه کرد: «مطالعات جامع این بافت تاریخی در دو مقیاس بافت، بناها و محوطه‌های تاریخی انجام شد.»

وی در ادامه افزود: «بهره‌وری کاربردی معنوی از ثروت‌های فرهنگی، تاریخی و طبیعی، بیشتر از راه بصری صورت می‌گیرد و بر این اساس به جای اینکه تنها به بنا، بافت یا ثروت دیگری توجه شود باید به محیط پیرامون و بستر آن نیز توجه کنیم. بنابراین خود بنا و گستره فراگیرآن، به عنوان دو موجودیتی که مکمل هم هستند باید مورد توجه قرار گیرد.این مطالعات به مدت سه ماه تحت نظارت واحد مطالعات و طراحی به انجام رسیده است.»

آتش بهرام

در مراسم دینی زرتشتیان، آتش بزرگﺗرین عامل است. آتش از زمان قدیم در زندگی و عبادات قوم هند و اروپایی عامل مهمی محسوب میﺷده است، ولی زرتشت به آن جنبهﻯ اخلاقی و معنوی داد و آن را علامت و نشانهﻯ زندهﺍی از پاکی و طهارت دانست.[1]

 آتش در کتاب اوستا به صورت آتَر و آثر[2] و در فارسی میانه به گونهﻯ آدور[3] و آتَخش آمده است. و واژهﻯ بهرام در اوستا به صورت ورثرغنه[4] به معنی پیروزی است و در فارسی میانه وَهرام، وَرَهرام و وَرَهران گفته میﺷود. و او در دین زردشتی ایزد جنگ و پیروزی است.[5]

 

سه آتش مقدس در آیین زرتشتی

در حال حاضر سه آتش مقدس در بین زرتشتیان وجود دارد که بر حسب درجه و احترام به ترتیب عبارتند از: آتش بهرام، آتش آذران، آتش دادگاه. آتش بهرام قرنﻫا مقدسﺗرین آتش به شمار میﺭفته و به «پادشاه پیروزگر آتشﻫا» ādurān pādixša pērōzgar موسوم است. شکوه و فر این آتش است که با دروغ و تباهی میﺟنگد و بدون حفاظت این آتش برای هیچ بهدینی زندگی در روی زمین میسر نیست.[6]

از این گذشته، عالیﺗرین درجهﻯ آتش، یا همان آتش بهرام بنا به دو متن پهلوی، دینکرد و روایات پهلوی، این قدرت را دارد که تمامی ایزدان را جلب کند. آتش بهرام دَرِ ارتباطی میان زمین و آسمان است. زمانی که ایزدان مینوی به گیتی میīیند، ابتدا و پیش از بازدید از اماکن دیگر، به نزد آتش بهرام میﺭوند. [7]   

 

اهمیت و جایگاه خاص آتش بهرام در سنت زرتشتی

پارسیان آتشکدهﻫای بزرگ را آتش بهرام گویند که در برابر آن آدران یا آذران یا آگیاری به آتشکدهﻫای کوچک اطلاق میﺷود.[8]

در اوستا، یسنه (17 بند 11)، از پنج نوع آتش نام برده شده و به هریک جداگانه درود فرستاده شده است که نام نخستین آنها «بِرِزی سَوَه[9]» به «بلند سود» ترجمه شده و در تفسیر فارسی میانه بهﻧام عمومی آتش بهرام خوانده شده است.[10]

در کتاب گزیدهﻫای زادسپرم آمده: «بلند سود نیز در آسمان است، آن فره که جایش در آتش بهرام است...» و خویشکاریﻫای او چنین برشمرده شده است: با دروج(=دیو) مینوی ستیز کردن، زدن و سوختن پری پیکرانی که از دریا برآیند و روشنان (=ثوابت) را با گند و آلودگی دشمنی ورزند و با جادوگری آفریدگان را تباه کنند و زدن و شکست دادن جادو و پری و اساساً پاسبانی کردن خفتگان در شب و با سروش[11] پرهیزگار یار بودن.[12]

به عقیدهﻯ مزدیسنان، آتش بهرام از شکوه خاصی برخوردار است، و مزدیسنان در پناه او در روی زمین زیست میﻛنند. در کتاب صد دَرِ نثر دَرِ سی و نهم آمده: «اگر آتش بهرام نهﺑودی، هیچﻛس از شهری نهﺗوانستی شدن، زیرا که از خورَه[13] (=فر) آتش بهرام است که در راهﻫا، کسی به کسی زیادتی نهﺗواند کردن....» و در دَرِ دوم آمده: بر آتش بهرام هیزم و بوی نهند، چنانکه باد بوی آن به برد و دیو فرار کند زیرا از فر آتش ورهرام است که زندگی میﺗوان کرد. در کتاب صد دَرِ بندهش آمده: اندر دین گوید که هر جای که بهدینان، بسته کُستیان[14] نشینند، باید که آتش بهرام، در آن شهر و جایگاه باشد، چه آتش بهرام همﭼون پاسبانی است که آن جایگاه را از همهﻯ آفتﻫا و بلاها نگاه میﺩارد.[15]

 

انتساب این آتش به بهرام! چرا؟

در چرایی انتساب این آتش بزرگ به بهرام، متون فارسی میانهﻯ متاخر نشان میﺩهند که همهﻯ آتشﻫا را جنگجویانی میﺩانستند که نه فقط در سطح مادی و به صورت مقابله با تاریکی و سرما، بلکه به صورت مینوی و مقابله با نیروهای شر، به سود آفرینش فزونیﺑخش میﺟنگند. از اینﺭو طبیعی میﻧماید که بزرگﺗرین آتش را به «پیروزی»، با روحیهﻯ دلیری و امید اختصاص دهند؛ و بدینﺳان به آسانی درک میﺷود که چرا هنگام عزیمت به نبرد با بیﺩینان، اخگرهایی از آتش بهرام را پیشاپیش سپاه، زردشتیان حمل میکردند.[16]

 

چگونگی فراهم کردن آتش بهرام و مراحل تهیه آن

آتش بهرام فراوردهﻯ جمعīوری، پاکﺳازی و تبرک شانزده آتش مختلف زمینی است که برای اهداف گوناگون استفاده و در اثر آن کم و بیش آلوده شده است.

 

تهیه این آتش از ترکیب شانزده آتش دیگر!

این آتش را که بایستی ترکیبی از شانزده آتش متفاوت باشد را میﺗوان بنابر فرایندهایی که در موردش بهﻛار میﺭود، به سه دسته تقسیم کرد:

دستهﻯ اول آتشی است که ناشی از سوختن یک لاشه است و آتشی بیﻧهایت ناپاک است و باید توسط یک غیر زرتشتی و با رویهﺍی بسیار خاص جمعīوری شود: ملاقهﺍی مشبک که با مواد قابل اشتعالی چون چوب صندل یا کندر پر شده است، بر فراز آنچه از هیزم مخصوص آتش زدن مرده باقی مانده نگاه داشته میﺷود. شعلهﻯ آتش نبایستی مستقیم به مواد داخل ملاقه برسد، بلکه بایستی این مواد در اثر حرارت آتش شعلهﻭر شود. از آتش گرفتن این مواد آتشی تازه بهﺩست میīید. این فرایند 91 بار تکرار میﺷود؛ عملی که در خلال آن اورادی را نیز میﺧوانند. آتش پاک شده، در یک آتشدان نگهداری شده و با دقت خاص آن را شعله ور نگاه میﺩارند.

آتشﻫای دستهﻯ دوم و سوم ناپاک نیستند. دستهﻯ دوم از آتش پیشهﻫای گوناگون، از کوزهﮔری، تا چوپانی (سیاههﻯ آن در طول سالﻫا تغییر کرده است) و آتشی که در اثر آذرخش است، تشکیل میﺷود، گفته میﺷود این آتشﻫا خنثی هستند.

دستهﻯ سوم به شانزدهمین گونهﻯ آتش مربوط میﺷود، که نه آلوده است و نه خنثی، بلکه تا حدی مقدس است، زیرا آتش خانهﻯ یک پارسای زرتشتی است. پس از پاک کردن آتش با 40 احتراق پیاپی دو دسته آتش دیگر، یکی به کمک اصطکاک سنگ آتشﺯنه، و دیگری به کمک تکهﻫای چوب، به آن افزوده میﺷود. آتشﻫا یکی میﺷوند و روند 44 احتراق دیگر را میﮔذرانند تا شاید عمل امتزاج کامل شود.

روندهای مذکور به دست افراد معمولی صورت میﮔیرد، سپس دو موبد آنﻫا را از آغاز تا انتها تکرار میﻛنند. سرانجام همهﻯ شانزده آتش برای متبرک شدن آمادهﺍند.

 

تقدیس آتش توسط موبدان در طی بیش از سه سال!

عمل تبرک که به مانند قبل توسط دو موبد انجام میﮔیرد، عبارت است از گردآوری بخشی از هر آتش و خواندن یسنا و ویدیوداد بر آنﻫا. این آیین، یکﺑار در روز به تعداد دفعاتی که پاکﺳازی صورت گرفته و به احترام ایزدی که آن روز به نامش است انجام میﻳابد. از آنﺟا که این آیین برای 16 گونهﻯ آتش تکرار میﺷود، در صورتی که دو موبد آن را انجام دهند 1128 روز به طول میﺍنجامد.

اعمال پایانی به مراتب سادهﺗر هستند. در اولین روز از روزهای گاهانی، یعنی پنج روزی که سال را آن هم بعد از گذشت 12 ماه 30 روزه کامل میﮔرداند، 16 آتش با هم به یک آتشدان آورده میﺷود. سرانجام آتش را چهار موبد در حالی که چتری بالای آتش دارند و در جلوی آنان موبدانی با گرز و شمشیر در حرکت هستند با مراسم پرشکوهی به آتشکده برده و در آنﺟا در اتاقی که قبلاً با خواندن یسنا و ویدیوداد به مدت سه روز متوالی تبرک یافته به تخت میﻧشانند. تخته سنگی که مجمر آتش بر آن قرار دارد، و محلی که پنجﺑار در روز به آتش دمیده میﺷود و جایگاه همیشگی نگهداری از آن است، تخت شاهی نامیده میﺷود و تاجی بر فراز آن آویزان است.[17]

پس از آنکه مراسم تختﻧشین به اتمام رسید موبدان چند عدد از شمشیرها و گرزها را به دیوار حریم آتش آویزان میﻛنند تا اولاً نشانی از جنگ دائمی بر ضد بدی باشد و ثانیاً در مواقع لزوم در محافظت و دفاع از آتش بهﻛار آید. و در هر یک از گوشهﻫای اتاق زنگی برنجی به زنجیر میīویزند تا در هر یک از پنجﮔاه شبانهﺭوز، هنگام خواندن سرود، آن را به صدا در آورند.[18]

 

نگهداری از این آتش

آتش بهرام باید همواره حتی در شب با شعلهﻫای درخشان و فروزنده بسوزد. مراسم و عبادات خاصی برای احترام و بزرگداشت آن به عمل میīید و در آغاز هر پنج گاه چوبﻫای خوشبو داخل آن سوزانده میﺷد. فقط موبدی که از هر لحاظ حائز صلاحیت کامل باشد میﺗواند وارد حریم آن آتش شود و فقط ادعیه و نیایشی که مربوط بدان آتش است باید در جوار آن از حفظ تلاوت گردد. بهدینان و موبدان معمولی فقط میﺗوانند آتش بهرام را از میان پنجرهﻫای مشبکی که در دیوار حریم آتش قرار دارد ببینند و از همانﺟا ادعیه و نیایش خوانده و چوبﻫای صندل خوشبو نثار کنند.[19]

 

لزون حضور آتش بهرام در هر منطقه

طبق سنت زردشتیان، هریک از حوزهﻫای بهدینان باید آتش بهرام داشته باشد. بعضی از دستوران معتقدند که فقط یک آتش بهرام باید باشد؛ چه آن شاه است و چند پادشاه در اقلیمی نگنجند. در ایران مدتﻫا قبل، که تاریخ آن معلوم نیست،دو آتش بهرام در یزد و تهران برپا گردیده است. در هندوستان هشت آتش بهرام شعلهﻭر است.یکی از مهمﺗرین آتشﻫای بهرام، آتشکدهﻯ نوساری است که تقریباً هفتصد سال از بنای آن میﮔذرد.[20]

سه آتش اصلی ایرانیان باسان یعنی آذر فرنبغ، آذر گشنسپ و آذر بُرزینﻣهر از نوع آتش بهرام هستند.[21]    

 


[1] - بار، کای، آسموسن، مری بویس؛ دیانت زرتشتی؛ فریدون وهمن؛ تهران، نشر ثالث، 1389، چاپ دوم، ص122

[2] - ātar , āөr

[3] - ādur

[4] - vərəөraghna

[5] - عفیفی، رحیم؛ اساطیر و فرهنگ ایرانی در نوشتهﻫای پهلوی؛ تهران، توس، 1383هﺵ، چاپ دوم، ص 404 و 461

[6] - بار، کای، آسموسن، مری بویس؛ پیشین؛ ص 145

[7] - گیمن، دوشن؛ دین ایران باستان؛ رویا منجم، تهران، نشر علم، 1385، چاپ دوم، ص 116

[8] - اوشیدری، جهانگیر؛ دانشنامه مزدیسنا، تهران، نشر مرکز، 1371هﺵ، چاپ اول، ص 61

[9] - bərəzi.savah

[10] - دوستخواه، جلیل؛ اوستا، تهران، انتشارت مروارید، 1388، چاپ چهاردهم، جلد دوم، ص 895

[11] - ایزد فرمانبرداری و اطاعت در ایران باستان

[12] - راشد محصل، محمد تقی؛ وزیدگیﻫای زادسپرم؛ تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1385، چاپ دوم، صص 51

[13] - xwarrah

[14] - کُستی یا کُشتی که آن را بند دین هم میﮔویند کمربند مقدس زردشتیان است.

[15] - عفیفی، رحیم؛ پیشین؛ ص 410  

[16] - بویس، مری؛ زردشتیان باورها و آداب دینی آنﻫا؛ عسکر بهرامی، تهران، ققنوس، 1384، چاپ ششم، ص 93

[17] - گیمن، دوشن؛ پیشین؛ ص 120-121؛ مولتون، جیمز هوپ؛ گنجینهﻯ مغان، تهران، انتشارت مهتاب، 1388، ص 181-183

[18] - بار، کای، آسموسن، مری بویس؛ پیشین؛ ص 145؛ مولتون، جیمز هوپ؛ پیشین؛ 183

[19] - همان؛ ص 123

[20] - دوستخواه، جلیل؛ پیشین؛ ص 895؛ بار، کای، آسموسن، مری بویس؛ پیشین؛ ص 123 و 146

[21] - همان؛ ص896

http://www.pajoohe.com
 

آتش‌ورهرام عَدَن ‌‌والا، آتش زرتشتیان یمن

گردآوری و ترجمه از خسرو شهمردان: پارسیان‌هند در کار بازگانی مردمانی بی‌باک و سرشار از استعداد هستند. ایشان در گذشته سواحل دور از هند را در جستجوی راه‌های جدید بازرگانی کاویده‌اند. آنها در بسیاری از این سرزمین‌های دور تجارت‌خانه و مراکز بازرگانی گوناگونی برپا داشته‌اند. یکی از این کانون‌های بازرگانی که در یک دوره‌ی زمانی پایگاهی برای داد و ستد بازرگانان پارسی شده بود، بندر «عدن» در کشور یمن واقع در نوار جنوبی شبهه جزیره عربستان است. زمانی «عدن» به‌مانند بندر «سنگاپور» به‌ خواست انگلیسی‌ها بندر آزاد بازرگانی شده بود. «عدن» مانند یک پل بازرگانی دریای سرخ و کانال سوئز را به آب‌های گرم خاور پیوند می‌داد. این جایگاه عدن، چشم‌انداز بازرگانی خوبی را پیش روی بازرگانان پارسی قرار داده و شوند آن شده بود تا بسیاری از ایشان راه بندر عدن را در پیش گیرند.

کم‌کم شمار پارسیان در بندر عدن رو به فزونی نهاد، چنان‌که در سال 1886م شمار آنها به 1300تن رسیده بود. ایشان در کنار ساخت مراکز بازرگانی و خانه و زندگی برای خود از ساخت دربمهر و نیایش‌گاه نیز غافل نبودند. از خیراندیشی خانواده «کاووس‌جی دینشاه» (:Cowasji Dinshaw) درمهر عدن ساخته و در روز انارام و اسفندماه 1886م آتش‌ورهرام به همت دستوران در سینه‌ی آن تخت‌نشین شد. این آتش ورهرام در نزد پارسیان عدن به «آتشکده کاووس‌جی دینشاه عدن والا» نامور شد. خانواده «کاووس‌جی دینشاه» برای مسلمانانی هم که در بندر عدن برای پارسیان کار می‌کردند، مسجدی بنا کردند که به «مسجد کاووس‌جی» نامور شده بود. پارسیان در کنار برپایی آدریان، دخمه‌ای نیز برای خود ساخته بودند که آثار این دخمه هنوز هم در حومه‌ی بندر عدن مشهود است. چهل‌ونه سال پس از ساخته شدن آدریان عدن والا، ساختمان آن فرسوده شد و رو به ویرانی نهاد. بازهم خانواده «کاووس‌جی دینشاه» کمر همت گماردند و ساختمان آتش‌ورهرام را بازسازی کردند.

(ساختمان آتش‌ورهرام عَدَن والا در بندر عدن، یمن جنوبی 1886 – 1976م)

دهه‌ی شصت میلادی همزمان است با جنگ‌های اعراب و اسرائیل، بسته شدن کانال سوئز، دوپاره شدن کشور یمن و ظهور رژیم کمونیستی به‌سال 1967م در پاره‌ی جنوبی این کشور. با برقراری رژیم کمونیستی ادامه کسب و بازرگانی برای پارسیان ناممکن شد. گروهی از ایشان به هند بازگشتند و گروهی راه انگلستان و کانادا را در پیش گرفتند. اما نکته‌ای بود که پارسیان را غمگین ساخته بود. رژیم کمونیستی مکانهای دینی آنان چون دخمه و آتشکده و حتی مسجد کاووس‌جی را مایملک دولتی اعلام کرده بود. دستوران پارسی در ابتدا تصمیم گرفتند که آتش‌ورهرام عدن والا را به یک درمهر در ایران یا انگلستان انتقال دهند اما در نهایت قرار بر آن شد که آذر آتشکده را با خود به هند برگردانند. در این میان رژیم کمونیستی یمن جنوبی مرتب برای ایشان مانع تراشی می‌کرد، پارسیان دست به دامان وزارت خارجه هند و سپس نخست‌وزیر هند، خانم «ایندرا گاندی» شدند تا ایشان به نحوی بر رژیم چپ‌گرای یمن فشار وارد کنند. حتی «چاوان»(:وزیر خارجه هند) در اجلاس غیر متعهدها به‌طور مستقیم مساله انتقال آتش‌ورهرام پارسیان یمن به هند را با زمام‌داران یمن جنوبی مطرح ساخت و آن را خواست دولت هند دانست. در نهایت رژیم کمونیستی یمن‌جنوبی به خواست دولت هند و پارسیان ساکن عدن تن در داد و به ایشان اجازه داد که آتش‌ورهرام آتشکده عدن‌ والا را با خود به هند ببرند.

این تصمیم شوند شادی و سرور پارسیان باقی مانده در عدن شد. ایشان با مشکلی دیگر نیز روبرو بودند و آن حمل آتش‌ورهرام به سرزمین هند بود. در دستورات مذهبی به‌ویژه در کتاب «دین‌کردی حمل آتش‌ورهرام با کشتی و بر روی گستره دریا توصیه نشده است، راه زمینی نیز بسیار دور و ناامن بود و لازمه‌ی آن گذر از صحرای عربستان و شهر‌های مقدس مسلمانان بود. پارسیان یمن پس از مشورت با «ژنرال سام مانکشاه» رئیس‌کل ستاد مشترک ارتش هندوستان که یک پارسی است، تصمیم جسورانه‌ای گرفتند و آن حمل آتش‌ورهرام با هواپیما از عدن به بمبئی بود. با هواپیمایی ملی هند در این باره تماس گرفته شد و آنها آمادگی خود را برای در اختیار گذاشتن یک پرواز چارتر به این منظور اعلام داشتند. شاید تا آن زمان هواپیمایی هند هرگز مسافری تا این حد ویژه نداشته است. برای آن پرواز، هواپیمایی ملی هند یک خلبان باسابقه زرتشتی را انتخاب کرد. گروه تعمیرات شرکت هواپیمایی هند زیر نظر یک مهندس زرتشتی شاغل در شرکت، به‌نام «n.s.mistry» به طراحی و نسب یک محفظه‌ی ویژه از جنس آلومنیوم در درون یک فروند هواپیمای بوئینگ 707 به‌منظور حمل بی‌خطر آتش پرداختند.

دیگر زمان آن فرا رسیده بود که آتش ورهرام و اندک ‌شمار پارسیان باقی مانده در عدن به‌سوی هند مراجعت کنند. جت ایرایندیا نیمه‌شب در فرودگاه عدن نشست. پارسیان و دستوران که چشم انتظار هواپیما بودند، بی‌درنگ بدون آن‌که موتورهای هواپیما را خاموش کنند، آتش‌ورهرام را به فرودگاه رسانده، به هواپیما انتقال دادند. این ماجرا برای اولین‌بار در تاریخ هوانوردی ثبت شد که آتش زنده را با هواپیما حمل کردند. هواپیما چهار ساعت بعد مقارن هفت بامداد در فرودگاه بمبئی در میان هل‌هله و شادی گروه پارسیان و هندی‌هایی که برای پیشواز آتش‌ورهرام آمده بودند، به زمین نشست.آتش‌ورهرام را به وسیله‌ی یک اتوبوس از مسیر «بزرگ‌راه پونه» به ساختمانی که برای آن در ناحیه «لوناوالا» ساخته بودند، انتقال دادند.

 

(آتشکده عَدَن والا در لوناوالای هندوستان)

پارسیان هند ساختمان جدید آتش‌ورهرام در «لوناوالا» را به یاد آتشکده‌ی عدن، «عَدَن والا» نامور ساختند. چند روز پس از انتقال آتش‌ورهرام به هندوستان و خروج پارسیان از بندر عدن، گروهی از متعصبین مذهبی به تحریک رژیم کمونیستی یمن جنوبی به ساختمان خالی آتشکده زرتشتیان یورش برده و آن را بکلی ویران ساختند...(1)

1: این جستار برگردانی است از انگلیسی به فارسی بر اساس نوشتاری پیرامون همین موضوع که در ویژه نامه سال نوی پارسی(نوروز) روزنامه «جام جمشید» به تاریخ یکشنبه 16 اوت 1998 در بمبئی به چاپ رسیده است.